امروز اولین دیدارم رو با خانم دیبالگٍه داشتم.اگر بخوام بیشتر توضیح بدم:این آقای کریستوفر دیبالگه بیشک انسانی مستعدهست در آموزش زبان .باوجود اینکه بریتیش اصل هست ولی زبان فارسی رو طوری صحبت میکنه که در لحظه اول شاخت در میاد...البته افتخار دامادی ایرانی ها رو هم داره . امروز صبح که برای چک کردن پیجن هول رفتم به دیدن خانومش هم نائل شدم .زن نازنینی داره.
از دیگر کسانی که بسیار به زبان فارسی تسلط دارن آقای پروفسور جان گرنی "البته خانمشون ایرانی هستندو خودشون بریتیش"و پروفسور یان ریشار "همسر سابقشون ایرانی بودند وخودشان فرانسوی"و آقای پروفسور ادموند هرزیگ "که خودش و خانومش هر دو بریتیش هستند"،و برخی دانشجویان هم آموخته اندبه زبان فارسی صحبت کنند، مانند: مارگاریتا و زهیر و بندیکت "البته هنوز مونده تا فارسی رو روان حرف بزنند ،ولی تا حالا خیلی خوب پیش رفتند."
بعد از ظهر هم که برای خرید رفته بودم یک ساز جدید دیدم و یک موجود جدید ٬البته نه در باغ وحش یا توی جنگل های گرمسیری ٬بلکه در یکی از پاساژ های خیابون کورن مارکت استریت..حیوون کوچولوی با مزه ای بود شبیه رئیس حیوون های تو کارتون ماداگاسکار که آواز میخوندند.مردم زیادی دورش جمع شده بودن و با ژستهای مختلف باهاش عکس می گرفتن.خدائیش خیلی با نمک بود.
از فروشگاه های زنجبره ای M&S هم دیدن کردم ٬چیزهاش کمی گرون تر از سنزبری و خیلی گرون تر از PRIMARK بود .فروشگاه ورزشی داخل پاساژ WESTGAT هم حراج کرده بود البته قیمتهاش شبیه قبل بود ولی مارک حراج بهش چسبونده بودن :تازه وارد ها رو...گیر آورده بودند .تنها چیزی که می ارزید بعضی از کاپشن های حراج شده و بعضی مایو های شنا بود .
و اما جواد:
جواد خان ما هم مشغول تصحیح پایان نامه هست .بیچاره کلی تایپ میکنه،و دور تا دورش پر از کتابهای تاریخیه که اکثرشون مربوط به کودتای ۲۸ مرداد و دولت مصدق هست و من هم از خوندن این کتابها بی بهره نیستم.گاهی یک سری توشون میکشم .تازه دلم هم برای مصدق کلی سوخت که عاقبتش اون شد .ولی به گفته دکتر کاتوزیان : اشتباهش این بود که خیلی آزادانه با مخالفانش برخورد میکرد و اگر طبق قانون با اونها رفتار میکرد ،اونها بر علیهش کودتا نمی توانستند بکنند :نمونش، هم سهل انگاری مصدق در آزاد گذاشتن قاتلین افشار طوس ،همین" زاهدی" بود.و به گفته امام خمینی هم :"اشتباه مصدق این بود که این(شاه)را بیرونش نکرد".
ضمنا"فکر می کنم بورس ORS جواد هم جور نشده .چون جواب بورسها آمده ولی به جواد ایمیل نزدن.
راضی به رضای او هستیم.(شاید ماندن در دانشگاه آکسفورد به صلاح نباشه).
من دیگه باید برم زبان بخونم تا مثل امروز باز هم سوتی ندم.
+
نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 2:18 توسط زری
|