امروز روز اول ماه می است.دیشب٬ یکی از دوستان به ما خبر دادکه٬ هرساله روز اول ماه می به مناسبت اوج بهار (میانه بهار خودمان=اواسط اردیبهشت) جشنی در سحرگاه برگزار می شود که به خاطر اینکه شهر اکسفورد یک شهر سنتی -فرهنگی انگلستان است٬ این مراسم می دی در این شهر جلوه بیشتری دارد.خلاصه امروز صبح به کل قید خواب رو زدیم و رفتیم تا جز تماشاگران این مراسم باشیم .
جمعیت انبوهی حدود ساعت ۵- ۶ صبح به خیابان ها آمده بودند.بعضی ها دانشجو و از کشور های دیگه ٬ و برخی کاملا انگلیسی. این انگلیسی ها هم برخی لباس های معمول روزانه تنشون بود .٬برخی کت و شلوار رسمی گرانقیمت انگلیسی و کاملا شیک و تمیز ٬برخی هم لباس های انگلیسی قدیمی و بقیه هم لباس های اجق وجق دیگه .جالب بود که برخی از این افراد از دیشب به خیابان ها اومده بودند و شب را به آواز خواندن و ... گذرانده بودند.
و اما مراسم های روز می دی در اکسفورد:
۱- خواندن سرود باستانی انگلیسی ها به زبان کاملا نا مفهوم برای ما و شاید برای خود انگلیسی ها ٬توسط گروهی از افراد از کوچک بگیر تا بزرگ٬ بر فراز برج کالج مگدالن
۲-اجرای برنامه های متنوع گروهی ٬توسط دسته های مختلفی از مردم.گروهی از بچه های کالج خودمون هم لباس کارگرا رو پوشیده بودند و نوعی حرکات موزون انجام می دادند که البته نمی توان اسمش را رقص گذاشت ٬ گروهی دیگه از مردم لباس های زمان های قدیم رو پوشیده بودند و برنامه اجرا می کردند.یک گروه دیگه هم دیدیم که لباس اسکاتلندی ها رو پوشیده بودند و با نوای ساز اسکاتلندی می رقصیدند و میان آنها یکی از استادان بنام دانشگاه آکسفورد هم دیده می شد . خیلی جالبه که اساتید اینجا غبغب به گلو نمی اندازن و خودشون رو از ما بهترون نمی دونن.(با احترام فراوان به اساتید محترم و والا مقام در دانشگاههای کشور از محرومترین تا بالارتبه ترین ٬که یک وقت بهشون برنخوره خدای ناکرده )و چندین برنامه دیگه که همگی دارای یک مضمون بودند.



۳-خلاصه همه مردم شاد و خندان بودند و این روز رو به هم تبریک می گفتند(happy may day)
۴- از برنامه های مهیج این روز٬ شیرجه زدن در رودخونه٬ از روی پل مگ دالن هست ٬که چون ارتفاع پل از سطح آب نسبتا زیاد هست و البته عمق رود خانه هم کم هست و احتمال آسیب دیدن شیرجه زن زیاده .در نتیجه از دیشب پلیس پل را کاملا بسته بود ٬چون این کار ممکنه که باعث آسیب رسیدن به افراد بشه و غیر ایمن محسوب میشه ٬پلیس با تدابیر شدید به حفظ پل همت می گماشت .اونهایی هم که دلشون می خواست بپرند تو آب بیچاره ها احساس سرکوب شدگی بهشون دست می داد چون تا طلوع آفتاب بیشتر وقت نداشتند و پلیس هم دایم اونجا بود.خلاصه ما هم در صف اول گروهی بودیم که پلیس اون هارو متوقف کرده بود که ناگهان دیدیم جوانی لخت شد و از روی نرده ها پرید اونور و از دست چند تا پلیس هم که سعی در نگه داشتنش کرده بودند ٬در رفت و به سمت پل شروع به دویدن کرد که البته این عمل متهورانه این جوان ناکام ماند و به هنوز به پل نرسیده بود که توسط پلیس دستگیر شد و به ماشین متهمین انتقال یافت .این صحنه شور و احساسات تماشاگران رو بر انگیخت و باعث تشویق جوان شد.
پیر مردی را هم دیدم که میگفت اگر من جوان بودم حتما در آب میپریدم .نمی دونست هر جوانی با این نیروی پلیسی که من در اونجا دیدم نمی تونست تو آب بپره
۵- خوردن صبحانه انگلیسی در پایان این مراسم و در صبح روز اول می ٬ آخرین رسم این روز هست .پس تمام کافه های مشهور و غیر مشهور شهر ٬حسابی سرشون شلوغ بود و به سرو کردن این وعده غذای مشهور انگلیسی می پرداختند.
تو این فکر بودم که این انگلیسی ها چه جوری دارن رسم های زمان های دیرین شون را زنده میکنن و زنده نگه می دارند و ما ایرانیها چگونه داریم رسوم غنی و زیبای ایرانی رو مثل جشن مهر گان و غیره رو ظالمانه فراموش می کنیم و هویت ایرانی و غنی خودمان را داریم نابود میکنیم.
نکته دوم اینکه ذهن من را به خودش مشغول کرد این بود که ما تا زمانی که در ایران به سر می بردیم فکر می کردیم که غربیها انسان هایی منزوی و فرد گرا هستند که فقط به کار یا تحصیلشون می رسند و این جور مراسم ها رو دمده می دونن.ولی مثل اینکه برعکسه .ما ایرانیها مراسم ها و سنتهای اصیل و فرهنگی خودمون رو دمده می دانیم و یا سعی در حذف آنها داریم و یا بد تر از آن آون مراسم های اصیل رو داریم با فرهنگ به اصطلاح /منحط و جدید غربی/ تحریف می کنیم .اون مراسم عروسیهای سنتی و شیرین ما٬ جای خودش رو به مراسم ها امروزی و خارج از فرهنگ اصیل ایرانی داده که خودتون خیلی بیشتر از من میدونید.
راستی یادم رفت بگم:در جریان جنگ جهانی دوم ٬مدتی اکسفورد پایتخت انگلیس میشه که داستانی داره که در پستهای بعدی حتما ذکر می کنم.
بقیه ی عکسهای این مراسم رو هم به محض دریافت براتون میذارم.
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:57 توسط زری
|