تا وقتی اینجا نیومده بودم ٬ مفهوم سرمایه داری غرب رو درک نکرده بودم.در تهران به زور می توان مرکز فروشی پیدا کرد که متعلق به یک شرکت باشد ٬ تمام اجناسش یک مارک باشند٬ به بزرگی فروشگاه رفاه جمهوری باشد ٬ از مشتری خالی نباشد٬ و در آخر جنسی را که خریدی با هر دلیلی بخواهی پس بدهی با روی خوش ٬ آن را پس بگیرند و بدون اما و اگر پولت را پس بدهند.
اینجا آکسفورد است ٬نه لندن.شهری کوچک ٬ با جاذبه های توریستی فراوان. از معماری بگیر تا مناظر طبیعی . اینجا شهری نیست که مثل لندن یا هزاران شهر مشهور و بزرگتر دیگر ٬ یکی از جاذبه هایش ٬ خرید و فروش اجناس لوکس و یا فروشگاههای عظیم شرکت های مطرح بین المللی باشد.
اینجا شهری است کوچک ٬ آرام و زیبا.
اما در فروشگاههایش چه می بینید:
انواع میوه ها از سراسر دنیا٬ از آمریکا و اسراییل بگیر تا چین و آفریقای جنوبی٬ انواع گوشت تازه و منجمد باز هم از سراسر دنیا٬ انواع شکلات ٬خشکبار ٬ بستنی و لبنیات٬ دهها نوع پنیر ٬ مواد شوینده٬ انواع نان٬ غلات٬ نوشیدنی های مختلف٬ روزنامه و مجله ٬ کارت تبریک و دعوت٬ انواع سی دی های فیلم و ... و گل و بسیاری چیز های دیگر .و جالب اینکه هر کدام از یک نقطه دنیا.مثلا یک روز یک کنسرو ماهی تون خریدم تولید شده در ویتنام . چند روز بعد همان رو خریدم تولید شده در آلاسکا.
در فروشگاههای لوازم ورزشی ٬ لباس و پوشاک ٬ لوازم منزل و.... هم وضع به همین منوال است.
شرکت های بزرگ ٬ شرکتهای کوچک تر را بلعیده اند.تولید تقریبا در سطح جهانی است.همه نوع در همه جنس و برای همه سلیقه و سایز و... . بازار رقابت داغ داغ است .اگر یک شرکت اشتباهی کوچک مرتب شود ٬ زیانی بزرگ را تجربه خواهد کرد.شرکت ها در فکر حذف رقیبند ٬ حالا با هر وسیله ای که شده.
نمونه آشکار اخیر ٬ماجرای ماکروسافت و یاهو است.مشاوران فروش اینجا درآمدی فراوان دارند. همینطور بازاریابان.دانشکده هایی برای آموزش و تربیت افراد به منظور کمک به اقتصاد و فروش تاسیس شده اند که اهمیتشان از دانشکده های پزشکی در ایران کمتر نیست.
و مردم ٬همه در تکاپوی تولید و خرید .تمام عوامل دست به دست هم داده اند تا میلی در مردم ایجاد کنند تا بیشتر بخرند و دایم این تمایل را گرم نگه می دارند.عمیق تر که بنگری ٬ متوجه می شوی که تمام جزییاتی که حتی در ذهن خریدار نمی آیند کاملا کارشناسی شده اند تا مشتری نخریده از کنار جنس عبور نکند. از نحوه نرخ گذاری کالا ها٬ رنگ قفسه ها ٬ و حتی نحوه پارتیشن بندی قفسه ها در یک فروشگاه.
قدرت این شرکت ها در جذب بازار های فروش آنقدر هست که دیوار سترگ محاصره اقتصادی ایران یا همان تحریم های معروف را هم بشکند و به درون کشور ما هم نفوذ کند.آیا چنین نیست؟
همین قدر ذهنم مشغول شده است که اگر این شرکتهای عظیم جهانی وارد بازار ایران شوند ٬تولید ایران چه می شود؟
نه از علم اقتصاد چیزی می دانم و نه از سیاست و بازاریابی و هر چیزی که به این مقوله ربط دارد.ولی برایم سوال شده است .پرسشی عظیم ذهنم را مشغول کرده که چه می شود؟ و دیگران چه کرده اند در مقابل این غول عظیم گرسنه که قدرت این را دارد که جهانی را ببلعد؟
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 0:39 توسط زری
|