تبليغاتX
حس خوب
خاطرات روزانه


حس خوب







 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 16:37  توسط زری  | 


امروز جواد خان ما با مهمون عزیزمون رفتن منچستر.خیلی دوست داشتم با هاشون برم .ولی به دلایلی من رو نبردند. دیروز هم از دانشگاه آزاد واحد آکسفورد دیدن کردند.من فیلمشو دیدم. خیلی جالب بود.کلی دانشجوی هموطن پر شور و انرژی دیدم که یکی از کارهاشون رو شناساندن فرهنگ عادات و رسوم ایران به مردم اینجا عنوان می کردند .البته بعد از مشغله اصلی شون که درس خوندنه.

امیدوارم جواد چند تا عکس از منچستر هم بگیره تا من تو وبلاگم بزارم.اجاره دوربینم رو چند تا عکس ناقابل گذاشتم.

فعلا تا شب که جواد خان بیاد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 9:15  توسط زری  | 


چند روزه اینجا داره پشت سر هم بارون می باره٬ سازمان هواشناسی پیش بینی سیل کرده البته در آکسفورد و حومه های آکسفورد.امروز که حدود نیم ساعت رفتم بیرون تا کمی میوه بخرم کاملا خیس شدم.الان تمام لباس های خیسم  رو بخاری دارن خشک می شن.من موندم با این همه بارون چرا این جزیره تا حالا غرق نشده؟! شبها هم مجبوریم بخاری رو روشن بزاریم تا سرما نخوریم.خلاصه اگر کمی از این بارون تو ایران میومد الان اونجا خشکسالی نشده بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 15:34  توسط زری  | 


این پل رابط دو ساختمان کتابخانه بادلین هست . برای محققان و جویندگان علم که در وقت صرفه جویی کنند و نخواهند فاصله دو سالن کتابخانه رو از کوچه بگذرند.

یک روزبه اتفاق دوستان رفته بودم در کنار رودخانه تیمز تا به پرندگان غذا بدهیم.

عکس بالا نشان دهنده این غاز های گرسنه است

MAGDALEN COLLEGE

این هم تصویری از کالج مودلن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 11:48  توسط زری  | 


خدایا ٬یکی به داد من برسه....آخه چرا این جوری میشه:

یک مهمون رودر بایسی دار دارم.حالا که ایشون اومده ٬ من ٬ اصلا نمی دونم چرا آشپزی یادم رفته٬....

وای خدای من ٬فکرشو بکنید تمام غذاهایی رو که من پختم ٬ اینقدر بد مزه شدن که نگو ٬ جالب اینجاست که بیشترین دقت رو در خرید مواد غذایی به خرج می برم٬ موقع آشپزی تمام حواسم رو می دم به قابلمه و درجه حرارت و تمام چیز ها٬ بعد که غذا رو می زارم سر میز ٬حتی از گلوی خودم هم پایین نمیره٬ بیچاره مهمونمون که مجبوره از فرت گرسنگی چند لقمه ای از این دستپخت افتضاح من رو مزه مزه کنه.دیگه امروز خیلی کلافه شدم ٬حتی سر میز می خواستم بزنم زیر گریه٬

یا غذام خیلی می پزه ٬ یا بی نمک میشه ٬ نون ها رو که میزارم تو فر می سوزه٬ اون روز مرغ ها تو قابلمه از بس که پخته بود داشت گوشت ها از استخون جدا می شد ٬وقتی گذاشتمشون سر سفره٬حدس بزنید چی شد٬ چنگال توشون نمی رفت .کلی کشتی گرفتیم تا بتونیم اون ها رو بخوریم.

امشب هم سوپم ته گرفت و سالاد الویه هم یک مزه غیر طبیعی گرفته بود.

یکی به من کمک کنه٬ نمی دونم چرا اینجوری می شه.

**********************************

این مطلب رو امروز ظهر نوشتم:

خوشبختانه مشکلی که موجب نگرانی من شده بود امروز نهار تکرار نشد.یک باقالی پلو با گوشتی پختم که خودم حظ کردم٬ غیر از کم نمک بودنش که اون هم باگذاشتن یک نمکدون سر سفره حل شد٬ بقیه اش حرف نداشت.برنج عالی شده بود ٬همه گوشتها خوب پخته بودند.نونی رو هم که پختم نرم و خوب شده بود.زعفران اعطایی دوستم هم که به کمک رسید و همه چیز اعلی شد.مهمان ما هم با رضایت امروز غذا خورد و من از ته دل خوشنود شدم. فکر کنم از باقالی پلو با گوشت های نایب هم بهتر شده بود.وای خدا جون مرسی.و ممنون از همه شما دوستان عزیز که با نظر هاتون آرامش رو به من برگردوندید.

راستی جای همه شما هم سر اون میز سبز بود.

*************************************

این ادامه مطلب رو امشب می نویسم:

خدا خیر بده مبتکر و مخترع این اینترنت رو و تمام عواملش.

همچنین خدا خیر بدهد کسانی که طرز تهیه غذا رو می ذارن تو سایت های اینترنتی

در پی اتفاق های گذشته در زمینه بهبود کیفیت غذا دست به دامان اینترنت هم شدیم و البته که نتیجه خوبی هم در برداشت.امروز از تو سایت ها طرز تهیه سوپ ذرت رو یادگرفتم و پختم.خیلی خوب شده بود. ماهی سالمون هم در کنارش برای شام بود .در کل راضی هستم. باید برای غذای فردا دوباره یک راهی پیدا کنم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 22:39  توسط زری  |