خدایا ٬یکی به داد من برسه....آخه چرا این جوری میشه:
یک مهمون رودر بایسی دار دارم.حالا که ایشون اومده ٬ من ٬ اصلا نمی دونم چرا آشپزی یادم رفته٬....
وای خدای من ٬فکرشو بکنید تمام غذاهایی رو که من پختم ٬ اینقدر بد مزه شدن که نگو ٬ جالب اینجاست که بیشترین دقت رو در خرید مواد غذایی به خرج می برم٬ موقع آشپزی تمام حواسم رو می دم به قابلمه و درجه حرارت و تمام چیز ها٬ بعد که غذا رو می زارم سر میز ٬حتی از گلوی خودم هم پایین نمیره٬ بیچاره مهمونمون که مجبوره از فرت گرسنگی چند لقمه ای از این دستپخت افتضاح من رو مزه مزه کنه.دیگه امروز خیلی کلافه شدم ٬حتی سر میز می خواستم بزنم زیر گریه٬
یا غذام خیلی می پزه ٬ یا بی نمک میشه ٬ نون ها رو که میزارم تو فر می سوزه٬ اون روز مرغ ها تو قابلمه از بس که پخته بود داشت گوشت ها از استخون جدا می شد ٬وقتی گذاشتمشون سر سفره٬حدس بزنید چی شد٬ چنگال توشون نمی رفت .کلی کشتی گرفتیم تا بتونیم اون ها رو بخوریم.
امشب هم سوپم ته گرفت و سالاد الویه هم یک مزه غیر طبیعی گرفته بود.
یکی به من کمک کنه٬ نمی دونم چرا اینجوری می شه.
**********************************
این مطلب رو امروز ظهر نوشتم:
خوشبختانه مشکلی که موجب نگرانی من شده بود امروز نهار تکرار نشد.یک باقالی پلو با گوشتی پختم که خودم حظ کردم٬ غیر از کم نمک بودنش که اون هم باگذاشتن یک نمکدون سر سفره حل شد٬ بقیه اش حرف نداشت.برنج عالی شده بود ٬همه گوشتها خوب پخته بودند.نونی رو هم که پختم نرم و خوب شده بود.زعفران اعطایی دوستم هم که به کمک رسید و همه چیز اعلی شد.مهمان ما هم با رضایت امروز غذا خورد و من از ته دل خوشنود شدم. فکر کنم از باقالی پلو با گوشت های نایب هم بهتر شده بود.وای خدا جون مرسی.و ممنون از همه شما دوستان عزیز که با نظر هاتون آرامش رو به من برگردوندید.
راستی جای همه شما هم سر اون میز سبز بود.
*************************************
این ادامه مطلب رو امشب می نویسم:
خدا خیر بده مبتکر و مخترع این اینترنت رو و تمام عواملش.
همچنین خدا خیر بدهد کسانی که طرز تهیه غذا رو می ذارن تو سایت های اینترنتی
در پی اتفاق های گذشته در زمینه بهبود کیفیت غذا دست به دامان اینترنت هم شدیم و البته که نتیجه خوبی هم در برداشت.امروز از تو سایت ها طرز تهیه سوپ ذرت رو یادگرفتم و پختم.خیلی خوب شده بود. ماهی سالمون هم در کنارش برای شام بود .در کل راضی هستم. باید برای غذای فردا دوباره یک راهی پیدا کنم.
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 22:39 توسط زری
|