تبليغاتX
حس خوب
خاطرات روزانه


حس خوب







از بیرون صدای ترقه و فشفشه و سوتهای آتش بازی به گوش می رسد.ولی برای من راحت تر است که سر جای خود بنشینم و از گرمای درون اتاق کیف کنم. تلویزیون دایما در اخبار های هر ربع ساعت تکرار شونده جشن های سال نو میلادی را از سراسر دنیا نشان می دهد ٬البته بعد از خبر دردناک جنایات غزه و کشته شدن مسلمانانش. نه به آن سور و سات و نه به این عزاگرفتن و کشتار نشان دادن.نمی دانم بقیه مردم چه حسی دارند ٬ولی با هر بار نشان دادن آوارهای غزه یا مردم در خون غلطیده اش ٬ از شدت غصه و غم گوشه ای کز می کنم و عزا می گیرم. خدا به فریادشان برسد٬ با این اوضاع که من می بینم٬مدعیان مسلمانی و قدرت که هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند٬چه جور مردم عادی باید عکس العمل نشان دهند.

شب قبل از عید کریسمس مهمان دابسون ها بودیم ٬با تنی چند از جوانان دیگر.به خاطر ما غذای حلال تدارک دیده بودند.اولین شام کریسمس را در خانواده ای انگلیسی و مطابق با رسوم برایم جالب بود .فقط نمی توانستم مانند این انگلیسی ها با پشت چنگال غذا رو بردارم. البته چون در عمل به این امر تنها نبودم و باقی مهمان ها هم به این نوع غذا خوردن آشنایی نداشتند٫ لذا بهتر دیدم به سبک خودم از خوردن بوقلمون لذت ببرم. در ٫پایان هم شانس آوردیم که شرلی کاغذ نچسب روی پودینگ کریسمس را یادش رفته بود بردارد٫لذا پودینگ از مایع مشتعل محفوظ ماند و برای من و جواد خان قابل خوردن. 

اتفاق جالب و دنباله داری هم امروز رخ داد که شرح و تفصیلش بماند برای بعد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387 ساعت 0:28  توسط زری  |