تبليغاتX
حس خوب
خاطرات روزانه


حس خوب







دیروز به اتفاق جواد خان به یک جشن تولد صد سالگی دعوت شدیم. تعجب هم داره! خود من هم با شنیدن دعوت شدن به جشن تولد دوستمان جو مارتین از تعجب دهانم باز موند.به تخته زدم و به جواد خان گفتم:ماشاءالله به جو اصلا نمیاد که صد سالش باشه.

وارد حیاط خانه شدیم .حیاط با بادکنک های رنگی تزیین شده بود .با ورود به هال متوجه شدیم که ماجرای یکصدمین سالگرد تولد این است:

تولد ۷۵سالگی جو مارتین + تولد ۲۵ سالگی نوه اش=جشن تولد ۱۰۰ سالگی هردو

خوب معلومه که همه رقم مهمان رو هم اونجا دیدیم.از نوجوان و جوان تا سالخوردگان.و از چندین ملیت متفاوت از آسیای جنوب شرقی تا خاور میانه و آفریقا و ...آمریکا.

نمایشگاهی هم به پا بود : از جشن تولد دو سالگی جو مارتین تا زمان دانشگاه و ازدواجش و حتی فرزندانش در زمان کودکی عکس ها یی همراه با توضیحاتشون موجود بود.

در باغ کوچکی که پشت خانه کوچک ولی جالب جو وجود داشت برای سرگرمی مهمانان بازیهایی هم تدارک دیده شده بود.تنیس روی میز ٫ بیلیارد٫شطرنج و...  . اطراف هر بازی عده ای سرگرم شده بودند.

کیک تولد هم جالب بود.کیک های کوچکی مثل کیک یزدی خودمان که درون یک سینی قرار داده شده بود و در کنارش ظرفی از خامه و ظرف دیگری حاوی توت فرنگی.هر مهمان به تناسب رژیم غذایی که می پسندید از خودش پذیرایی می کرد.معلومه که من هم یک کیک رو برداشتم و بعدش کمی خامه خوشمزه را٫ روش گذاشتم و سپس با توت فرنگی خوردم.به هر حال ابتکار جالبی هست (مخصوصا برای ایرانیان که متاسفانه آمار ها نشون می دهند که ۴۰ درصدشون دچار چاقی شده اند)

دست آخر هم با یک شام ساده (برنج و مخلوطی از سبزیجات+ فلفل)پذیرایی شدیم.البته دفتر مهمانان رو هم امضا کردیم(به صورت الکترونیکی)

اما در این هفته دو بار به طور کامل عمق سادگی رو در زندگی خانواده های انگلیسی (قطعا مردم عامه جامعه و نه ثروتمندان) درک کردم. زندگی ساده و به دور از هرگونه تجمل گرائی. چیزی که موارد نمونه اش در ایران قطعا به طور نادر یافت میشه. و به فکر فرو رفتم. خیلی زیاد. زیبایی سادگی در پذیرایی و برخورد با مهمانان و لذت بردن هر دو طرف از مهمانی و در نتیجه پیوند محکم دوستی.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 17:48  توسط زری  |