تبليغاتX
حس خوب
خاطرات روزانه


حس خوب







خیلی وقته که سری به این وبلاگ نزدم.آخه حالم واقعا خوب نبود. فکرشو بکنید هر روز صبح با حالت تهوع از خواب بیدار می شدم. صبحانه فقط شیر با بیسکوئیت. نهار با زور از گلوم پایین می رفت .تازه اگه نهار خوشمزه بود.(نون ماست یا نون کره عسل) اگه که میلم نبود باز هم حالت تهوع. درب یخچال رو باز کردن مساوی بود با حالت تهوع. همه چیز بو می داد. از صبح باید با دستمال بینیمو می گرفتم تا شب. خرید کردن و آشپزی کردن هم که افتاده بود گردن جواد خان .حتی از پشت درب مغازه هایی که مواد غذایی هم داشتند نمی تونستم عبور کنم. دکتر هم که می رفتم فقط یک جواب می داد: قسمتی از بارداریه. باید تحملش کنی. فقط عشق به بچه باعث می شد که این حالت وحشتناک رو تحمل کرد.

ولی بالاخره دارم بهتر میشم.با رسیدن محموله پستی سبزی خشک و بقیه دارو  دواهای عطاری که مامان زحمت کشیده بود و فرستاده بود این حالت هم کم کم بهتر شد. اولین شب رو خورشت قورمه سبزی درست کردم. وای که چقدر به من چسبید. بعد از مدتها می تونستم یه غذای حسابی بخورم.

به هر حال که داره بهتر میشه وامیدوارم که به زودی تموم بشه. کوچولوی من هم تا امروز ۱۸ هفته اش تموم شده. نمی دونید چقدر دلم می خواد تا دوباره برم دکتر و صدای قلبش رو بشنوم. هنوز سه هفته دیگه مونده تا اون روز. هنوز آرومه و تکون نمی خوره حتی بزرگ هم نشده . سایز شلوار ها هنوز عوض نشده. خیلی کوچولو هست. دوست عزیزم مونا جون زحمت کشیده و دو دست لباس براش گرفته. وای که دلم ضعف میره وقتی نگاه این لباس ها می کنم. دلم می خواد زودتر برم بازار و براش کلی چیز بخرم.

از این حرف های احساساتی بگذریم .به نظر میادما هم آفتاب ناب ایران رو با خودمون با انگلیس آوردیم. بیشتر روزها نیمه ابری هست و مخصوصا الان که نزدیک نوروز شده هوا با این آفتاب دیگه محشر شده . درخت ها از جوانه های زیبای سفید و صورتی لبریز شدند. گل های کوچولوی ناز روی سبزه ها چنان طنازی می کنند که بلافاصله قدرت خدا رو به یاد میارن.این صحنه زیبا رو با صدای چهچه بلبلان و پرندگان آواز خوان که بیامیزید واقعا هوش از سر انسان می بره:

 یاد دیباچه گلستان سعدی افتادم:

فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات را در مهد زمین بپرورد درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر کرده و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده عصاره نالی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته

قراره در موقع تحویل سال نو ٬با چند تا از دوستان سفره هفت سین رو در مرکز مطالعات خاور میانه برپا کنیم. امشب هم که شب چهارشنبه سوری هست نمی دونم کجا و کی بچه ها برنامه گذاشتند. منتظرم جواد خان بیاد و ازش بپرسم. ولی به احتمال زیاد نمیرم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 18:18  توسط زری  |